ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

معانی مختلف حکومت

معانی مختلف حکومت
حکومت به توسعه یا تضییق تعبدی دلیل محکوم، توسط دلیل حاکم اطلاق می‌شود.

 

 

حکومت چهار معنی دارد:

۱.به معنای ناظر و مفسر بودن دلیلى نسبت به دلیلى دیگر.

۲.حکومت مقابل کشف

۳.قضاوت.
۴.ارشجنایت.
حکومت، به معنای نظارت یک دلیل بر دلیل دیگر به منظور تفسیرآن است، چه دلیل حاکم، موضوعدلیل محکوم را تفسیر نماید، چه متعلق آن را و چه حکم آن را.

معنای نظارت و تفسیر در تعریف

این نظارت و تفسیر می‌تواند به صورت توسعه و یا تضییق باشد، هر چند این توسعهو تضییق حقیقی نیست، بلکه تعبدی است، مانند این که دلیلی بگوید: خمر حراماست و دلیل دیگر بگوید: هر مسکری خمر است؛ در این جا دلیل دوم که ناظر به دلیل اول است و برای بیان و تفسیر آن وارد شده، دایره موضوع دلیل اول را توسعه داده است، البته باید توجه داشت که این توسعه تعبدی است؛ یعنی شارعحکم می‌کند که خمرتنها مایع مست کننده گرفته شده از انگورنیست، بلکه به فقّاع)آبجو) ونبیذ)عصارهکشمش)وغیرهنیزاطلاقمی‌گردد.

این تصرفی تعبدی در موضوع است، که عالم تکوین، آن را تایید نمی‌کند؛ بنابراین، در حکومت، دلیل حاکم به طور تعبدی نه حقیقی دلیل محکوم را توسعه داده و یا تضییق می‌کند.


در کتاب)انوار الاصول(آمده است:

«و الحکومة عبارة عن ان یکون دلیل ناظراً الی دلیل آخر و مفسّراً له و موجباً للخروج عن الموضوع (او المتعلق او الحکم) ولکن تعبدا لا حقیقةً کقولک «زید لیس بعالم» بالنسبة الی قولک «اکرم العلما» و کذلک دخول موضوع فی احدهما توسعة بالتعبد(.

دیدگاه‌ها درباره تحقق حکومت:
از کلمات بعضی از اصولیونهم چون مرحوم)شیخ انصاری(به دست می‌آید که «دلیل محکوم» باید قبل از «دلیل حاکم» تحقق پیدا نماید، به گونه‌ای که اگر دلیل محکوم از مولا صادر نشده باشد، تحقق دلیل حاکم، لغو و بیهوده است.

اما بعضی دیگر از اصولیون این نظر را رد نموده و اعتقاددارند حتی اگر دلیل حاکم، پیش از دلیل محکوم تحقق پیدا کند، حکومت محقق می‌گردد و مصداق بارز آن را حکومت اماراتبر اصول عملیمی‌دانند؛ زیرا حتی اگر اصول عملی وضع نمی‌شد، وضع امارات لغو و بیهوده نمی‌بود. ۴

نکته:
بحث حکومت و ورودبه ابتکار مرحوم «شیخ انصاری» در اصول پدید آمده است، هر چند برخی اعتقاد دارند تفاوت این دو خیلی روشن نیست.


مرحوم«محقق نایینی»، تعریف دیگری از حکومت ارائه داده است. وی می‌گوید: در حکومت، یکی از دو دلیل به مدلول مطابقی‌اش باعث تصرف در عقدالوضع دلیل دیگر (به اثباتیا نفی) یا عقدالحمل دلیل دیگر (به تضییق) می‌شود. در نظر وی، نتیجه حکومت، تخصیصاست، همان گونه که نتیجه ورود، تخصصاست. با این تعریف دیگر لزومی ندارد که دلیل حاکم بر دلیل محکوم ناظر باشد.

مرحوم «محقق نایینی» به خلاف مشهور، حکومت را از مصادیق تعارضبدوی ندانسته و معتقد است میان دو دلیل در حقیقتتعارضی نیست، بلکه دلیل حاکم همواره چیزی به مفاد دلیل محکوم می‌افزاید و میان آن دو تنافی نیست.

تعریف حکومت به معناى ناظر و مفسر بودن و کاربرد آن:

حکومت به معناى نخست اصطلاحى در اصول فقهو از ابتکارات شیخ انصاریاست و مراد از آن، این است که یکى از دو دلیل، سیطره‌گونه و چیره‌دستانه از جهت ادا (بیان مُفاد خود) بر دیگرى مقدم مى‌شود. بنابراین، تقدیم دلیل حاکمبر دلیل محکوماز جهت سندو نیز از جهت حجیتنیست؛ بلکه پس از تقدیم یکى از دو دلیل بر دیگرى، نیز هر دو بر حجیت‌ خود باقى‌اند؛ چرا که هیچ کدام دیگرى را تکذیب نمى‌کند تا تعارضپدید آید و یکى از حجیت بیفتد، مانند مفاد این روایتکه با حفظ امام نسبت به عدد رکعات، شکى براى مأمومنیست. بنابراین، اگر مأموم بین سه و چهار شککند، ولى امام به یکى از دو طرف علمداشته باشد، مأموم نباید به شک خود اعتناکند. در نتیجه، دلیلى که موضوع (شک) را تعبدی- و نه وجدانى- در صورت حفظ امام براى مأموم نفى مى‌کند، بر دلیلى که وظیفه شاکرا بنا گذاشتن بر اکثر مى‌داند حکومت دارد، بدون اینکه با آن تعارضى داشته باشد.

دلیل حاکم، گاه مفسر موضوع دلیل محکوم است و گاه مفسر محمول آن؛ چنان که گاه دایره موضوع یا محمول دلیل محکومرا تنگ مى‌کند، مانند مثال یاد شده، و گاه وسعت مى‌بخشد، مانند دلیلى که مى‌گوید: طوافکعبه، نمازاست نسبت به دلیلى که بیانگر احکامى خاص براى نماز است، که دلیل حاکم، موضوع دلیل محکوم (نماز) را توسعه داده است.


شباهت و تفاوت حکومت و تخصیص:
کاربرد حکومت در جایى که دایره موضوع دلیل محکوم را تنگ مى‌کند، کار کرد تخصیص است، با این تفاوت که در تخصیص، اخراج، حقیقیو عامبر ظهور ذاتیخود باقى است، لیکن در حکومت، اخراج، تنزیلى و ادّعایى است، به گونه‌اى که براى عام ظهورذاتى‌اى در عموم باقى نمى‌ماند.

تفاوت حکومت و ورود :
در حکومت، خروج مدلول دلیل حاکم از موضوع مدلول دلیل محکوم، حکمى و تنزیلى است، نه وجدانى و حقیقى؛ لیکن در ورودخروج، حقیقى است، هرچند با عنایت تعبد.
تعریف حکومت در مقابل کشف و کاربرد آن:
حکومت به معنای دوم نیز در اصول فقه، بحث انسداددر مقابل کشفبه کار رفته و مراد از آن، حکمعقلبه حجیت ظنمطلقدر فرض انسداد باب علم است

مقالات مرتبط
1- اصول الاستنباط، حیدری، علی نقی، ص۳۰۰.     
2- دروس فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۲، ص۵۴۹.     
3- انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۳، ص۵۰۲.     
4- کفایة الاصول، فاضل لنکرانی، محمد، ج۶، ص۱۳۱.
5- شرح اصول فقه، محمدی، علی، ج۳، ص۴۳۰.
6- اجود التقریرات، نائینی، محمد حسین، ج۲، ص۵۰۶.     
7- کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۴۹۶.
8- فرائد الاصول، انصاری، مرتضی بن محمد امین، ج۳، ص۳۱۴.     
9- اصول الفقه ج۲، ص۱۹۴- ۱۹۷.    
10-نهایة الافکار، عراقی، آقا ضیاء الدین، ج۴، قسم ۲، ص۱۶- ۱۷.    
11- منتهى الاصول، ج۲، ص۲۰- ۲۲.
12- منتهى الاصول، ج۲، ص۵۳۳- ۵۳۶.
13-ا اصول الفقه، مظفر، محمدرضا، ج۲، ص۱۹۴- ۱۹۸.    
14- فرائد الاصول، انصاری، شیخ مرتضی، ج۱، ص۴۶۵- ۴۶۶    
15- فرائد الاصول، انصاری، شیخ مرتضی، ج۱، ص۵۱۶.  

پیوندها

چه کسی آنلاین است؟

ما 21 مهمان و صفر عضو آنلاین داریم

آخرین مطالب

آمار بازدید

نمایش تعداد مطالب
361876